فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست !کم رسیدست به رویام ...خدا عادل نیست؟نا ندارم که برای خودم اقرار کنم :ترکِ تو کردن وُ آواره شدن مشکل نیستلوطیان خال بکوبید به بازوهاتان :ته ِ دریای غم کهنه ی من ساحل نیستفلسفه ، فلسفه از خاطره ها دور شدیعلّتی در پسِ این سلسله ی باطل نیستاشک می ریختم آنروز که بی رحم شدی -تا نشانم بدهی هیچ کسی کامل نیستتا نشانم بدهی عشق جنونی آنیست -که کسی ارزشِ ناچیز به آن قائل نیستآمدی قصه ببافی … که مُوجّه برویدر نزن ، رفته ام از خویش، کسی منزل نیست !#صنم_نافع
برچسب:
نویسنده: پرنیا قربانی
تاريخ: دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 12:00